زمانيكه ايده‎هاي متفاوت جهت سرمايه‎گذاري و انتخاب مطرح گرديد؛ سرمايه گذاران به دنبال راه حل‎هاي مختلفي بودند تا بتوانند بهترين تصميم را بگيرند. اما وجود پارامترهاي فراوان محاسبات را گاهاً آنقدر پيچيده مي‎كرد كه تصميم گيرندگان توان لازم برای تصمیم را نداشتند و یا اطمینانی از درستی تصمیم خود پیدا نمی کردند. از طرف ديگر نگرش‎هاي متفاوت به يك موضوع خاص؛ باعث مي‎شد تا نتايج يكسان حاصل نشود.

به عبارت ديگر در مورد يك طرح؛ برخي از محاسبات طرح را اقتصادي جلوه مي‎داد و بعضي ديگر كلاً آن را رد مي‎كرد. اين موضوع سبب شد تا دست‎اندكاران به فكر استاندارد نمودن تعاريف و محاسبات افتادند. اما مشكل اصلي يعني پيچيدگي عمليات محاسباتي هنوز باقيمانده بود. براي حل اين مشكل؛ دو راه حل وجود داشت: روش اول استفاده از یک شیوه یکسان برای همه طرح ها و روش دوم تدوین روش های متفاوت متناسب با ویژگی هر صنعت. استفاده از نرم افزاری مانند کامفار می توانست گزینه ای برای راه حل اول باشد به شرطی آنکه بخش عمده ای از نیاز های همه صنایع را پوشش دهد و محاسبات را درست ، جامع و مانع ارائه نماید.

همانطوریکه از ابتدا نیز پیش بینی می شد و این امر در گزارشی تحت عنوان «تطبیق ظوابط تائید طرح با نرم افزار کامفار » به استماع سازمان مدیریت و برنامه ریزی کشور در سال 1382 رسانده شد این روش فقط 60 درصد از نیازهای آن موقع را پوشش می داد و تجربه هشت سال گذشته نشان داده است که تغییرات عمده در نحوه تائید طرح ها باعث می شود تا کارآیی روش مرسوم مورد ارزیابی مجدد قرار گیرد. در نتیجه با توجه به افزایش تنوع طرح ها و تغییرات اساسی در اقتصاد جهانی ، در اکثر موارد روش دوم که کارآمد تر می باشد انتخاب شده است. به همین دلیل در این به بخش به بیان ویژگی ها، تکنیک ها و ابزارهای جدید ارزیابی و تائید طرح ها پرداخته می شود:

:: هر صنعت خود دارای معیارهای ارزیابی متفاوتی است. بنابر این نه تنها شاخص های عمومی باید محاسبه شوند بلکه معیارهای خاص صنعت نیز در نتایج باید آورده شود.

:: نتایج حاصل از تحقیقات بازار و ارزیابی فنی به عنوان ورودی های ارزیابی مالی قرار می گیرند بنابر این نتایج مندرج در گزارش حاصله با اطمینان بیشتری قابلیت پذیرش را دارد.

:: داده های فنی و بازار و مالی کاملاٌ با هم در ارتباط قرار می گیرند و تغییر در یک قسمت اثر خود را در سایر قسمت ها به خوبی نشان می دهد در نتیجه قسمت های مختلف گزارش توجیهی طرح از انسجام کامل برخوردار بوده و تناقضات و نقائص رفع می شوند.

:: بانک های اطلاعاتی که از این نرم افزارها پشتیبانی می کنند دارای اعتبار بالایی می باشند چون نه تنها اطلاعات طرح ها یقبلی در طرح جدید قابل استفاده است بلکه می توان از اطلاعات بروز استفاده کرد بدون اینکه هزینه و یا زمان بیشتری صرف شود.

:: با استفاده از امکانات GOOGLE EARTH مکان یابی از دقت بالایی برخوردار می باشد.

:: برآورد هزینه طرح از دقت خوبی برخوردار می باشد.

:: در زمان انتخاب تکنولوژی ، کاربر قادر است همه عوامل را مورد مقایسه قرارداده و بهینه ترین را انتخاب کند.

:: به راحتی قادر است جريان نقدينگي را آناليز كند.

:: فرصت‎هاي موجود را بشناسد.

:: براي آينده برنامه‎ريزي استراتژيك بازار انجام دهد.

:: در موارد مورد نياز تأمين منابع مالي از سايرين را آناليز كند.

:: با سرعت و دقت بيشتري تصميم سازی کند.

:: یک پروژه را به چند زیر پروژه تقسیم و یا چند پروژه را در یک پروژه ادغام نماید.

:: چون قادر هستند با نرم افزارهای نظارت و کنترل پروژه مانند Primavera ارتباط برقرار نموده و تبادل اطلاعات داشته باشند ، دستگاه نظارت به راحتی می تواند پیشرفت طرح را تعقیب کند.

:: همچنین چون با نرم افزارهای آنالیز می تواند تبادل اطلاعات داشته باشد می تواند در این مورد به تصمیم سازان کمک قابل توجهی ارائه نماید.

:: بهترین گزینه ها را پیشنهاد می کنند.

:: محل‎هاي تأمين منابع مالي و اقتصادي را مقایسه می کند.

:: بهترين حالت ممكن را براي استفاده از منابع نادر طبيعي؛ منابع نيروي انساني و منابع مالي كه با موقعيت‎هاي اجتماعي؛ رشد اقتصادي و توسعه هماهنگ است؛ انتخاب نمايد.

:: از طولاني شدن عمر پروژه‎ها؛ سرمايه‎گذاري بيش از حد مورد نياز و از ايجاد ظرفيت‎هاي بالاي بدون استفاده اجتناب نمايد.

:: از محاسبات پيچيده و جزئي دوري جويد و مطالب را به سادگي درك نمايد.

اين برنامه ها محدود به آناليز و پيش‎بيني مالي براي ارزيابي اقتصادي نمي‎شود؛ بلكه استفاده از منابع داخلي را با منابع خارجي مورد مقايسه قرار داده و براي منابع؛ هزينه‎هاي دوران ساخت و توليد؛ برنامه مجزائي ارائه ميدهد و نقطه سربسر براي محصول يا محصولات از نقطه نظر تعداد توليد و هزينه توليد در مقايسه با زمان – هزينه – سرمايه – منابع مالي و همچنين IRR ، NPV ، آناليز هزينه – فايده، تعيين نقاط تصميم‎ساز را محاسبه و به صورت جداول و نمودارهاي مختلف ارائه مي‎نمايد.

سرمايه در گردش چگونه محاسبه مي شود؟ به ترتيب مراحل زير اجرا مي گردد:

1- تعيين حداقل روزهاي گردش دارايي ها و بدهي هاي جاري

2- محاسبه كل هزينه هاي توليد – هزينه هاي عملياتي – و بهاي تمام شده كالاي فروش رفته (اين اقلام از مراحل اجراي پروژه از ابتدا تا پايان و در حداكثر ظرفيت محاسبه مي گردد)

3- تعيين ضريب گردش اجراي دارايي ها وبدهي هاي جاري كه از تقسيم عدد 360 بر عدد بدست آمده از مرحله يك حاصل مي شود.

4- تقسيم اعداد بدست آمده از رديف 2 بر ضرايب محاسبه شده در رديف سوم.

5- كم كردن بدهي هاي جاري بدست آمده از دارايي هاي جاري بدست آمده از دارايي هاي جاري.

هزينه هاي توليدي

UNIDO هزينه هاي توليد رابه 4 بخش تقسيم مي كند:

1- هزينه هاي كارخانه اي

2- هزينه هاي سربار اداري

3- هزينه هاي استهلاك

4- هزينه هاي تامين مالي

جمع هزينه هاي سربار اداري، بعنوان هزينه هاي عملياتي تعريف مي گردند.

هزينه هاي كارخانه اي:

1- مواد اوليه ( از نوع هزينه هاي متغير است)

2- دستمزد مستقيم ( از نوع هزينه هاي ثابت و متغير است)

3- سر بار كارخانه ( عموما از نوع هزينه هاي ثابت هستند)

توجه- به منظور تحليل جريانات وجوه نقد، كافي است كه هزينه ها بصورت سالانه محاسبه گردند. ولي در مرحله مطالعات امكان سنجي، گاهي نياز به محاسبه هزينه هاي يك واحد كالاي توليدي است كه بيشتر در رابطه با مقايسه اين هزينه باقيمت فروش هر واحد كالا مي باشد. محاسبه هزينه هر واحد محصول موضوع بحث حسابداري صنعتي يا حسابهاي بهاي تمام شده است كه از حوصله اين بحث خارج مي باشد.

هزينه هاي بازاريابي

مخارج مرتبط با كليه عمليات بازار يابي در اين بخش لحاظ مي گرددكه به دو گروه مستقيم و غير مستقيم تقسيم مي شود. اين نوع هزينه ها بعنوان هزينه هاي دوره اي (عدم منظور نمودن در هزينه هاي توليد) تلقي مي گردند.

صورت هاي مالي اساسي

با وجود اينكه ابزار اصلي در ارزيابي پروژه ها، تحليل وجوه نقد مي باشد، ولي بعضا تحليل گران مالي نياز دارند كه جهت تصميم گيري هايشان در رابطه با نوع سرمايه گذاري و تامين مالي از اصول و صورتهاي مالي استفاده كنند. سه گروه صورتهاي مالي اساسي به شرح زير وجود دارند:

1- صورتحساب سود وزيان

2- تراز نامه

3- صورت گردش وجوه نقد

روشهاي ارزيابي سرمايه گذاري

جهت آشنايي با ابزار هاي ارزيابي سرمايه گذاري و تحليل هاي مالي در ابتدا نياز است كه با مفهوم گردش وجوه نقد آشنا گرديم.

مفهوم گردش وجوه نقد

به منظور ارزيابي سرمايه گذاري ها لازم است كه كليه ورودي هاي مورد نياز و خروجي هاي ايجاد شده در يك دوره زماني خاص (دوره زماني برنامه ريزي پروژه)، پيش بيني و ارزيابي گردد. گردش وجوه يا جريانهاي نقدي اساسا شامل دريافتهاي نقدي (جريانهاي ورودي) و پرداختهاي نقدي (جريانهاي خروجي) مي گردد. البته لازم است كه مابين جريانهاي مالي كه مربوط به تامين مالی پروژه می باشد و جريانهای مالی عملياتی (مخارج و درآمدهای مرتبط با اجرا يا عملکرد پروژه) تمايز قايل شد. جريانهای نقدی مالی از جمله سهام صادر شده (حقوق صاحبان سهام) و وامهای بلند مدت و نيز کاهش يا افزايش در حسابهای پرداختی می باشد. جريانهای نقدی عملياتی نيز مثل افزايش در خالص سرمايه در گردش يا درآمد فروش و عملياتی از اين قبيل می باشد.

فرض اساسی در مفهوم گردش وجوه نقد این است که پول دارای ارزش زمانی است. این بدان معناست که پولی که امروز در دست ماست، در آینده ارزش واقعی کمتری دارد و بعبارت دیگر با ثابت ماندن مبلغ اسمی پول،ارزش واقعی آن با گذشت زمان رو به کاهش است.این تفاوت را می تواند در قالب درصدهایی که ارزش یک سال را نسبت به سال دیگر می سنجد، نمایش داد.

در نظر بگیرید که حاصل یک پروژه مبلغ F ریال درسال آتی باشد. با فرض تعلق I ریال بهره به این مبلغ خواهیم داشت:

F + I = F ( 1 + r) و r = نرخ بهره

در نظر بگیرید CFnارزش اسمی وجوه در سال n باشد و CFpارزش فعلی این وجوه ( خروجی یا ورودی) باشد، با فرض ثابت بودن r :

Fp = CFn / (1 + r)n یا CFp = CFn (1+ r)-n

فرمولهای فوق در رابطه با محاسبه ارزش فعلی از طریق تنزیل وجوه می باشد.

روش خالص ارزش فعلی (NPV ):

در این روش، خالص ارزش فعلی از تنزیل مابه التفادت جریانهای نقدی ورودی و خروجی حاصل از یک نرخ ثابت بهره(نرخ هزینه سرمایه) و از یک دوره زمانی معینی (زمان برنامه ریزی پروژه) استفاده می شود. عمل تنزیل وجوه از ابتدایی ترین نقطه آغاز پروژه انجام می گیرد. فرمول اصلی محاسبه خالص ارزش فعلی به شرح زیر است:

NPV = ∑ NPV = NCF0 + (NCF1 ×a1) + (NCF2 ×a2) + …+ (NCFn× an

عامل تنزیل (a n) از جدولهای تنزیل وجوه که این فرضها را برای سالهای متفاوت و با هزینه های مختلف سرمایه محاسبه نموده اند نیز استخراج می توان کرد. نرخ تنزیل (r) می تواند مساوی با نرخ بهره وامهای بلند مدت در بازار سرمایه باشد و یا مساوی بهره پرداختی (نرخ هزینه سرمایه)توسط وام گیرندگان باشد. اساسا نرخ تنزیل هزینه فرصت سرمایه را منعکس می سازد که نشانگر نرخی است که اگر سرمایه گذاران و یا اعتبار دهندگان، وجوه خود را (مساوی همان وجوه) در جایی دیگر از بازار سرمایه، سرمایه گذاری می کردند، بدست می آوردند، البته با این فرض که ریسک سرمایه گذاری در هر دو مورد یکسان بوده باشد. به عبارت دیگر، نرخ تنزیل از دیدگاه موسسین یک پروژه یا سرمایه گذاران آن، حداقل بازده ای است که از یک پروژه انتظار دارند و کمتر از آن را نمی پذیرند.

اگر NPV محاسبه شده مثبت بود، سوددهی پروژه بیش از نرخ تنزیل می باشد و بنابراین می توان پروژه را پذیرفت و اگر NPV منفی شد، عکس این حالت صادق می باشد.

این نرخ همچنین شاخصی از سود آوری است و برای مقایسه پروژه ها کاربرد دارد.

نرخ بازده داخلی(IRR):

نرخ بازده داخلی، نرخی است که با استفاده از آن، ارزش فعلی جریانات نقدی خروجی ، برابر با ارزش فعلی جریانات نقدی پروژه می کردد و بعبارت دیگر در آن نرخ،NPV صفر می شود. این نرخ نشانگر سوددهی واقعی پروژه است.بنابراین در آن هنگام انتخاب یک پروژه، پروژه ای انتخاب می گردد که IRR محاسبه شده آن بالاتر از نرخ هزینه سرمایه بعلاوه صرف ریسک مورد نظر باشد. در هنگام انتخاب یک پروژه از بین ساید پروژه ها نیز، پروژه باIRR بالاتر برگزیده می شود.

توجه- IRR و NPV هیچگاه نبایستی بعنوان تنها معیار تصمیم گیری مورد استفاده قرار بگیرند، بلکه در هنگام ارزیابی مالی یک پروژه، بایستی یک تحلیل دقیق و بحرانی در مورد ساختار و زمان وقوع جریانات نقدی تنزیل شده انجام گیرد.

مسئله طبقه بندی پروژه ها:

در هنگام مقایسه دو یا جند پروژه با یکدیگر، ممکن است به این مشکل بر بخوریم که یک پروژه با IRR بالاتر برگزیده شود ولی ساختار جریانات نقدی آن (بعنوان مثال NPV) بهتر از یک پروژه دیگر است ویا بالعکس. بعبارت دیگر گاهی دو یا چند روش ارزیابی از جمله IRR و PV (بعنوان معتبرترین روشهای ارزیابی) با یکدیگر در تضاد قرار می گیرند و با استفاده از هر یک از روشها، طبقه بندی جداگانه و متفاوتی جهت پروژه های مورد نظر انجام می گیرد (نمودار ذیل نمایانگر این مسئله است). لذا در هنگام ارزیابی پروژه ها بایستی با دقت بیشتری این مسائل را مور توجه قرار داد و از مسئله ریسک هر پروژه نیز غافل نماند.

بازده تنزیل شده حقوق صاحبان سهام:

مفهوم جریانات نقدی تنزیل شده می تواند در رابطه با تعیین PV سرمایه گذاری از دیدگاه سهامداران نیز کاربرد داشته باشد. بازده نقدی سرمایه گذاری می تواند از طریق تنزیل سود سهام پرداختی سالانه با استفاده از نرخ هزینه فرصت سهامداران محاسبه گردد.NPV برای سهامداران از طریق کسر کردن کل سرمایه پرداختی تنزیل شده از سود سهامپرداختی تنزیل شده بدست می آید. اگر این NPV برای دوره زمانی برنامه ریزی سهامداران مثبت باشد، این سرمایه گذاری پاسخگوی بازده مورد انتظار آنها خواهد بود.IRR محاسبه شده برای این جریانات نقدی نشانگر سوددهی سرمایه سهامداران است که از طریق سودهای سهام پرداختی نشان داده می شود.

دوره بازگشت سرمایه:

دوره بازگشت سرمایه بعنوان مجموع سالها(دوره هایی) که نیاز است تا سرمایه گذاری اولیه از طریق وجوه نقدی حاصل از پروژه پوشش داده شود، تعریف می گردد. این روش اساسا بدلیل تاکید و تمرکز بیشتر بر فازهای اولیه پروژه (تولید) و عدم توجه آن به سالهای بعد و بطور کلی عدم توجه به ارزش زمانی پول، مورد انتظار قرار گرفته است. ولی در صورت بررسی ریسک و نقدینگی یک پروژه، این روش به همراه معیارهای سودآوری، می تواند بعنوان یک ابزار بسیار مفید و عملی نمود داشته باشد.

نرخ بازده حسابداری (ARR):

روش نرخ بازده حسابداری، تکیه بر حسابهای عملیاتی داشته و به این صورت تعریف می شود: نرخ سود خالص سالانه بر سرمایه. نرخ بازده سالانه کل سرمایه (Rj)به شرح زیر محاسبه می گردد.

Rj =

که در این رابطه NP نشانگر سود خالص سالانه، I بهره و K کل هزینه های سرمایه گذاری است. نرخ بازده سالانه حقوق صاحبان سهام (REj) نیز به شرح زیر محاسبه می شود:

REj =

نرخ بازده سالانه خالص ثروت (RNWj) نيز به شرح زير محاسبه مي گردد:

RNWJ =

كه RP نشانگر سود انباشته است.

نرخ بازده حسابداري بدليل عدم توجه آن به ارزش زماني حقوق صاحبان سهام مورد انتظار است. اما اين روش هنگامي كه سوددهي پروژه در هر سال بطور جداگانه مد نظر است، مفيد واقع مي گردد.

تامين مالي پروژه

تخصيص منابع مالي به مراحل مختلف يك پروژه، پيش نيازي اساسي و اصلي براي تصميمات سرمايه گذاري و از همه مهمتر براي تعيين نرخ هزينه سرمايه است.در سرمايه گذاري و سوددهي آنها را بي فايده و اثر خواهد كرد.

منابع تامين مالي:

دو گروه(منبع) عمده جهت تامين مالي موجود است:

الف- حقوق صاحبان سهام: اين نوع تامين مالي مي تواند از طريق صدور دو نوع سهام انجام گيرد. اول سهام عادي كه اين نوع سهام در پروژه (شركت) داراي حق راي بوده، ولي سود از پيش تعيين شده ندارند. دوم سهام ممتاز كه اين نوع سهام در پروژه (شركت) حق راي نداشته ولي سود از پيش تعيين شده دارند.

ب- وام: اين نوع تامين مالي از طريق اخذ چند نوع وام به شرح زير انجام مي شود:

1- وامهاي کوتاه مدت برای سرمایه در گردش و بلند مدت از بانكهاي ملي و يا بين المللي و نيز موسسات مالي معتبر

2- خريد نسيه از عرضه كنندگان مواد و خدمات (فروشندگان)

ج- اجاره به شرط تمليك (اجاره بلند مدت): اجاره هاي بلند مدت در حقيقت اجاره دارايي هاي مولد مي باشد كه اساسا نشانگر يك نوع تامين مالي خارج تراز نامه است. اين بدان معناست كه شركت قرض گيرنده (مستاجر) مي تواند دارايي و بدهي مربوط به آنرا در تراز نامه نشان ندهند. اين مسئله زماني اهميت فوق العاده اي دارد كه نسبت بدهي به ساير اجزاي تراز نامه از جمله دارايي ها حائز اهميت است.در مورد پروژه هاي سرمايه گذاري گاهي مشكل اصلي، تقسيم در رابطه با اجاره بلند مدت يك دارايي و يا خريد آن مي باشد كه معيا رتصميم گيري باز هم تحليل و تنزيل جريانات نقدي ورودي و خروجي هر روشي مي باشد.

نرخ هزينه سرمايه

براي سرمايه گذاران، نرخ هزينه سرمايه از طريق فرصتهايي كه براي آنها در بازار سرمايه وجود دارد، تعيين مي گردد. به عبارت ديگر سرمايه گذاران اين مسئله را تحليل و بررسي مي كنند كه اگر وجوه يكساني را در ساير موارد موجود در بازار سرمايه سرمايه گذاري نمايند، چه نرخ بازده اي را كسب مي نمايند. از ديدگاهي ديگر نرخ هزينه سرمايه براي يك پروژه خاص حداقل بازده اي است كه از يك پروژه انتظار مي رود. اين حداقل نرخ بستگي زيادي به هزينه فرصت، ريسك تجاري مورد انتظار و ارزيابي هر سودي كه علاوه بر سود سهام و ساير دريافتهاي نقدي است، دارد.

توجه- شكل هاي متفاوت منابع تامين مالي، بازتابهاي متفاوتي در تاثيرشان بر پروژه هاي مختلف دارند و حتي ممكن است بر ساختار اصلي پروژه تاثير بگذارند.از سوي ديگر مقررات دولتي و خط مشي هاي اجتماعي و سياسي خود تاثير عمده اي بر مسئله اهميت فوق العاده دارد.

مؤسسات تامين مالي

اغلب كشورهاي در حال توسعه همانند كشورهاي توسعه يافته, مؤسسات پيشرفته تامين مالي تاسيس نموده اند كه معمولا شركتهاي تامين مالي صنعتي و يا بانكهاي توسعه صنعتي ناميده مي شومد. مؤسسات گوناگون محلي و بين المللي نيز به منظور تامين مالي و تسهيل كنندگان دستيابي به وجوه نقد در اين زمينه به فعاليت مشغولند.

نسبت ها

در زمينه تحليل مالي دو دسته از نسبت ها كاربرد زيادي دارند: نسبت هاي مالي و نسبت هاي كارايي.

نسبت هاي مالي

1- نسبت بدهي هاي بلند مدت به حقوق صاحبان سهام (و يا خالص ثروت): نسبت بدهي هاي بلند مدت به حقوق صاحبان سهام شاخصي براي ريسك مالي پروژه ها هم براي سهامداران و هم وام دهندگان مي باشد. ريسك مالي براي شركت هايي كه وام هاي بلند مدت بيشتري دارند و متعاقبا اين نسبت درآنها بالاتر است, زيادتر مي باشد. براي شركتهايي كه قصد تسويه دارند, اين نسبت نشاندهنده آن درصد از ثروت شركت است كه بايستي صرف تسويه حساب با طلبكاران بلند مدت شركت گردد. در مورد شركت هايي كه قصد انحلال ندارند و قصد ادامه فعاليت دارند, ذخيره ها واضافات (سود انباشته) بايستي به حقوق صاحبان سهام اضافه شود تانسبت واقعي علائق (و حقوق) صاحبان سهام شركت و وام دهندگان بلند مدت شركت را نشان دهد. اين جمع حقوق صاحبان سهام و سود انباشته بعنوان خالص ثروت شركت و يا علايق صاحبان سهام را نشان مي دهد. نسبت بدهي بلند مدت به حقوق صاحبان سهام همچنين بعنوان معياري جهت اهرم مالي است (حقوق صاحبان سهام كوچكتر, درآمد هر سهم بالاتري را بدنبال خواهد داشت).

2- نسبت جاري: نسبت جاري از تقسيم دارايي هاي جاري به بدهي هاي جاري بدست مي آيد. اين نسبت قدرت پرداخت بدهي هاي كوتاه مدت را از ناحيه دارايي هاي كوتاه مدت شركت نشان مي دهد و شاخصي براي ورشكستگي است.

3- نسبت آني: از آنجا كه در نسبت جاري در بخش دارايي هاي جاري, موجودي كالا وپيش پرداخت نيز وجود دارد واين نوع دارايي ها قابليت تبديل سريعي به نقدينگي ندارند, لذا در نسبت آني اين دو نوع دارايي از جمع دارايي هاي جاري خارج شده اند. بنابراين نسبت جاري از تقسيم جمع وجوه نقد – اوراق بهادار كوتاه مدت و حسابهاي دريافتي به بدهي هاي جاري بدست مي آيد.

4- نسبت پوشش بدهي هاي بلند مدت: اين نسبت بعنوان شاخصي براي پرداخت اصل و بهره بدهي هاي بلند مدت از محل سود دوره جاري كاربرد دارد و لذا از تقسيم سود خالص به اصل و بهره بدهي هاي بلند مدت حاصل مي گردد.

5- نسبت بدهكاران – طلبكاران: نسبت بين بدهكاران (حسابهاي دريافتي) و طلبكاران (حسابهاي پرداختي) اگر براي چند دوره متوالي و مشخص محاسبه گردد,مبادلات بيش از حد را مشخص خواهد كرد و اين بيشتر در مورد پروژه هاي نوسازي و بهسازي كاربرد دارد. تاثير مبادلات بيش از حد ممكن است براي يك شركت خوب باشد و معمولا باعث ورشكستگي كامل شركت خواهد شد. يك كاهش مستمر در اين نسبت, شاخصي جهت شناسايي مبادلات بيش از حد در تراز نامه است.

نسبت هاي كارايي

1- نسبت ستاده ها (محصولات) به سرمايه: كارايي يك سرمايه گذاري ممكن است از طريق تعداد محصولات توليد شده به ازاي هر واحد سرمايه مصرف شده محك زده شود.

2- ارتباط بين كاركنان استخدام شده و سرمايه گذاري: اين نسبت بيشتر زماني كاربرد دارد كه انواع تكنولوژي ها با يكديگر مقايسه مي شوند, بدين ترتيب كه برخي تكنولوژي ها نيروي كار بالايي مي طلبند و برخي بر عكس كه اين در تحليل هاي مالي اهميت زيادي دارد.

3- نسبت نرخ خالص ارزش فعلي(NPVR)

4- گردش موجودي كالا: نسبت گردش محصولات توليد شده موجود در انبار (موجودي كالا) معياري براي توانايي ها (سياستها) ي مديريت سازمان است. در حقيقت هر چه اين نسبت بالاتر است نشانگر افزايش فروش نسبت به توليدات مي باشد.

ارزيابي (تحليل) مالي تحت شرايط عدم اطمينان

پيش بيني براي محيط تجاري آينده و تقاضاهاي آتي,توليد و قروش و … مي تواند تنها يك تقريب زدن باشد, چون ممكن نيست كه بر مبناي اطلاعات گذشته, آينده اي مبهم وناشناخته را بدرستي پيش بيني نمود. دليل اصلي و معمول عدم اطمينان معمولا در قالب تورم, تغيير در تكنولوژي, بدآوردهاي نادرست ظرفيت و مدت زمان ساخت و اجراي پروژه نمود پيدا مي كند. اين عدم اطمينان نهايتا منجربه وجود ريسك (خطر) در تصميمات سرمايه گذاري مي گردد. براي غلبه بر ريسك موجود در هر سرمايه گذاري, مديريت اساسا دو روش معمول را با توجه به سايت هايش و رابطه با ريسك در مقابل دارد:

1- بيمه كردن پروژه, سرمايه گذاري در مقابل ريسك هاي متفاوت موجود و

2- تعريف و تعيين احتمالات براي كنترل فعال ريسك و مديريت آن.

مثالي براي راه حل اول انتخاب يك پرتنوي از انواع سرمايه گذاري هاست. استراتژي بيمه “ نيز كه بر مبناي برآورد احتمالات ريسك است“ يك استراتژي اساسي براي مؤسسات مالي است.

تحليل حساسيت

گروه برنامه ريزي پروژه بايستي متغيرهايي را كه مي توانند تاثير عمده اي بر سودآوري يك پروژه داشته باشند, تعريف نمايند و آنها را موضوعي براي تحليل ريسك نمايندتحليل حساسيت يك ابزار اصلي براي تعريف اين متغيرهاي اصلي (بحراني) بوده و آنهايي را كه مي توانند تاثيرات مشخص و زيادي بر پروژه داشته باشند, مشخص مي كند. جهت تعيين متغيرهاي اصلي , در ابتدا بايستي ساختار گردش وجوه نقد تحليل گردد. سپس متغيرهايي را كه بزرگترين سهم را در گردش وجوخ نقد ورودي وخروجي دارند, مشخص كرده و آنها را بالا و پائين برده و نقش اين تغييرات را در تعادل قبلي ملاحظه كرده و حساسيت هر يك را نسبت به تغييرات مورد نظر تعيين نمايند.

تحليل سر به سر

هدف از تحليل سر به سر, تعيين نقطه تعادلي است كه در آن درآمد فروش با هزينه محصول فروش رفته يكسان مي شود. زمانيكه فروش و توليدات محصولات زير اين نقطه است, شركت در حال زيان دهي است. در حاليكه درآمد مساوي هزينه ها بوده و شركت در نقطه سر به سر است, هيچ سود وزياني وجود ندارد و هنگاميكه بالاي نقطه سر به سر هستيم, شركت سود مي دهد.

جهت تحليل نقطه سر به سر چند پيش فرض و شرط اساسي وجود دارد, بعنوان مثال در اين تحليل همواره تعدادفروش با تعداد توليد مساوي فرض مي شود و غيره. ولي بدليل اينكه هميشه اين شرايط برقرار نيست, تحليل سربه سر بايستي موضوع يك تحليل حساسيت قرار بگيردو متغيرهاي متغير و ثابت گوناگون همانند قيمت فروش هر محصول, تحت بررسي قرار گيرند.

اگر تعداد توليد سر به سر U بوده و هزينه هاي ثابت CF و قيمت فروش و هزينه هاي توليد متغير به ترتيب PS و CV باشد, آنگاه نقطه سر به سر (حجم) به شرح زير محاسبه مي شود:

PS – CV)U = CF )

تحليل احتمالات

تحت شرايط عدم اطمينان, در ابتدا سرمايه گذار بايستي احتمال يك واقعه را برآورد نمايد, سپس هر معيار را ( مثلاNPV يا IRR )در احتمال مربوط به آن ضرب نمايد. به منظور ارزيابي يك سرمايه گذاري (پروژه) اين مسئله كه متغيرهاي اصلي و ارزش ها و تاثيرهاي احتماليشان را بايستي برآورد نمود, اهميت فوق العاده اي دارد. علاوه بر اين بايستي بتوان احتمال و انحرافي كه ممكن است پش بيني با واقعيت فاصله داشته باشد را تعيين كرد.

ارزيابي ريسك تورم

اگر قيمت ها در معرض خطر تغيير قرار گيرند ( در صورت افزايش قيمت ها يعني تورم), حساسيت وجوه نقدي پيش بيني شده نسبت به چنين تاثيرات تورمي, بايستي در مطالعات امكان سنجي تحليل گردند. اين نوع تحليل ها نبايستي به تعيين حساسيت نسبت به تغيير در قيمتهاي داده ها و ستاده هاي پروژه محدود گردد, بلكه بايستي استراتژيهاي لازم براي غلبه برريسك تورم را نيز طراحي نمود.

ارزيابي اقتصادي

يك پروژه سرمايه گذاري بايستي از ديدگاه وسيع محيط اقتصادي و اجتماعي نيز تحت بررسي قرار گيرد. اين مسئله در قالب ارزيابي اقتصادي پروژه ها مي گنجد كه توضيح مفصل آن از حوصله اين بحث خارج است و تنها به مختصري بحث بسنده مي شود. دو دليل, مفيد بودن وارد كردن ملاحظات اجتماعي و اقتصادي در تصميمات و مطالعات امكان سنجي پروژه ها را توجيه مي نمايد. اول اينكه, محيط اقتصادي و پيشرفتهاي آتي آن مي تواند اثرات مشخصي بر توانايي مالي يك پروژه داشته باشد, از جمله سياست هاي توزيع درآمد و پيش بيني هاي محيطي, مبادلات بين المللي و غيره. دوم اينكه گاهي موفقيت يك پروژه به دليل برخي موارد موجود در مسائل اقتصادي – اجتماعي, دست نيافتني است. بعنوان مثال موفقيت يك طرح در گرو وارداتي است كه بايد انجام گيرد و در مقابل به دليل ركود قيمتها, واردات از سوي دولت ممنوع شده است و غيره.

بررسي ضوابط تعيين سودآوري مالي طرح ها

تا اين مرحله از ارزيابي طرح هاي عمراني در حقيقت به برآورد و مطالعه مسائل فني و مهندسي مربوط به توليد محصول از نظر روش توليد،تجهيزات و ماشين آلات ، مواد اوليه، سوخت برق و كاركنان مورد نياز پرداخته مي‎شود. سپس هزينه هاي سرمايه گذاري و بهره‎برداري يا توليد با توجه به ظرفيت و ميزان توليد طرح پيش بيني مي گردد. در اين نوع بررسي ها از روشهاي متفاوتي جهت پيش بيني استفاده مي شود. بعنوان مثال مي توان از اطلاعات طرح هاي مشابه استفاده كرد و يا از نظرات كارشناسان فني و پيمانكاران بهره برد. به عبارت ديگر، در واقع تا اين قسمت از ارزيابي ها نقش انسان بعنوان يك عامل جمع آوري اطلاعات مناسب و مربوط، انكار ناپذير است. در حقيقت هيچ نرم افزاري نمي تواند به جاي انسان و تفكر انساني، اين نقش را بعهده گيرد. ولي زماني كه پس از برآورد هزينه هاي طرح اعم از سرمايه گذاري و توليد، مرحله تحليل داده هاي جمع آوري شده فرا مي‎رسد، از آنجاكه روشهاي از پيش طراحي شده‎اي جهت ارزيابي سودآوري طرح هاي عمراني وجود دارد و با توجه به پيچيدگي محاسبات در برخي از روشها، مي توان به دليل كمبود و يا محدوديت زمان و ارزش عملكرد نيروي انساني ماهر، اين امر را به نرم افزار هاي كامپيوتري واگذار كرد.

ضوابط ارزيابي سودآوري طرح هاي عمراني

1- ضابطه دوره برگشت سرمايه

با استفاده از اين ضابطه، طرح يا گزينه اي كه در كوتاهترين مدت، اصل مبلغ سرمايه گذاري شده را برگشت دهد، برتري مي يابد. در واقع دوره برگشت سرمايه، مدت زماني است كه اصل مبلغ سرمايه گذاري شده، از محل عايدات طرح بازگشت داده مي شود. نرم افزار با استفاده از گردش جريانات نقدي ورودي و خروجي پروژه كه در مراحل قبلي بعنوان داده هاي اصلي دريافت كرده است، اين محاسبه مربوط به دوره برگشت سرمايه را انجام داده و نتيجه را به همراه يك نمودار كه به شكل موجهي مسئله دوره برگشت سرمايه را نمايش مي‎دهد، ارائه مي دهد.علاوه بر محاسبه دوره بازگشت سرمايه را به شكل پويا و متحرك نيز محاسبه كرده و در نموداري مجزا به نمايش مي گذارد (Dynamic payback period). در اين نوع محاسبه از دوره برگشت سرمايه، به جاي استفاده از جريانات نقدي ورودي و خروجي پروژه و طرح در حالت عادي از جريانات نقدي ورودي و خروجي تنزيل شده استفاده مي كند و در حقيقت توجه ويژه اي به مسئله ارزش زماني پول مي نمايد و بعبارت ديگر به اين مطلب صحه مي گذارد كه “ پول امروز ارزش بيشتري از همين ميزان پول در آينده خواهد داشت.“ بعنوان مثال دوره برگشت سرمايه كه در حالت عادي 5 سال محاسبه شده بود، با استفاده از وجوه تنزيل شده نقد، به 3.5 سال و حتي كمتر تقليل مي يابد.

2- ضابطه نرخ بازده ساده سرمايه گذاري

نرخ بازده ساده سرمايه گذاري، نشاندهنده نسبت سود خالص به سرمايه گذاري اوليه مي باشد كه مي تواند بصورت تجمعي و يا سال به سال محاسبه شود. اين نرخ سپس با نرخ بازده مورد نظر سرمايه گذاران مقايسه شده و در صورت فزوني، طرح موردنظر پذيرفته شده و در غير اين صورت مردود شناخته خواهد شد. نرم افزار اين معيار را نيز به راحتي محاسبه نوده و پاسخ را به همراه يك نمودار ارائه مي دهد. لازم بذكر است كه اين نرم افزار نرخ بازده را حداقل در 3 حالت محاسبه كرده و به حالت نموداري نمايش مي دهد و بنابراين قدرت تحليلگر مالي را در تحليل و ارزيابي نتايج حاصل از پردازش داده ها را افزايش مي دهد. اين سه حالت از محاسبه نرخ بازده به شرح زير مي باشد:

كل حقوق ÷ سود خالص = نرخ بازده كل حقوق (حقوق صاحبان سهام + مجموع بدهي ها) -1

حقوق صاحبان سهام ÷ سود خالص = نرخ بازده خالص ثروت (حقوق صاحبان سهام) – 2

كل سرمايه گذاري ÷ (سود خالص + بهره) = نرخ بازده سرمايه گذاري -3

3- ضابطه ارزش خالص كنوني (فعلي) طرح

خالص ارزش كنوني (فعلي) طرح (NPV) نمايانگر وجوه نقد ورودي تنزيل شده منهاي وجوه خروجي نقد تنزيل شده مربوط به طرح مي باشد. در صورتي يك طرح قابل پذيرش مي باشد كه NPV آن صفر و يا مثبت باشد. از آنجا كه جهت محاسبه NPV بايستي جريانات نقدي ورودي و خروجي طرح بدقت مورد تنزيل قرار گرفته (با توجه به نرخ تنزيل تعيين شده) و اين امر بعضاً بدليل پيچيده بودن جريانات نقدي، بسيار پيچيده و زمانبر مي شود، ابزارهای جدید به راحتي و ظرف چند ثانيه اين محاسبات را بدقت انجام داده و نتايج را در قالب خالص جريانات نقدي تنزيل شده (NPV سال به سال و كلي يا تجمعي) به همراه نمودار گويايي كه تحليل حساسيت را نيز به راحتي براي آن مي توان انجام داد، ارائه مي دهد. اين نرم افزار حتي بصورت خودكار، ارزش قراضه و يا ارزش دفتري دارايي ها و سرمايه گذاري هاي ثابت طرح را در سالهاي پاياني پروژه بعنوان وجوه نقد ورودي در نظر مي گيرد، البته در صورتيكه اين امر توسط كاربر منع نشده باشد. اين نرم افزار اطلاعات بكار گرفته شده جهت محاسبه NPV هر سال و NPV كل را به صورت جزئي نمايش داده و امكان بررسي و تحليل دقيقتر را به كاربر مي دهد. اين نرم افزار حتي بصورت خودكار ، ارزش قراضه و يا ارزش دفتري دارايي ها و سرمايه گذاري هاي ثابت طرح را در سالهاي پاياني پروژه بعنوان وجوه نقد ورودي در نظر مي گيد، البته در صورتيكه اين امر توسط كاربر منع نشده باشد، اين نرم افزار اطلاعات بكار گرفته شده جهت محاسبه NPV هر سال و NPV كل را به صورت جزئي نمايش داده و امكان بررسي و تحليل دقيق تر را به كاربر مي‎دهد. همان گونه كه اشاره شد، ابزار جدی نمودارهایي را نيز ارائه مي دهند كه در آن NPV طرح را با نرخهاي تنزيل گوناگون نمايش ميدهد. در ضمن حساسيت NPV طرح به عواملي چون افزايش يا كاهش در دارايي هاي ثابت فروش و هزينه‎هاي عملياتي نمايش مي دهد كه البته درصد افزايش يا كاهش توسط كاربر تعيين مي شود. همانطور كه ملاحظه مي‎شود، اينگونه بررسي ها بدون كاربرد نرم افزار هاي كامپيوتري، بسيار مشكل و زمان گير خواهد بود.

4- ضابطه شاخص سودآوري

شاخص سودآوري از تقسيم خالص ارزش كنوني (فعلي) طرح (NPV) به سرمايه گذاري حاصل مي شود كه از اين شاخص عموماً جهت مقايسه و رتبه‎‎بندي طرح ها استفاده مي شود. اين شاخص نيز در ابزارهای جدید تحت عنوان NPVR يعني نرخ خالص ارزش كنوني طرح، محاسبه و ارائه مي گردد.

5- ضابطه نرخ بازده سرمايه گذاري (نرخ بازده داخلي: IRR)

نرخ بازده داخلي، نرخ تنزيلي است خالص ارزش فعلي طرح در آن مساوي صفر مي شود يعني در اين نرخ جريانات نقدي خروجي تنزيل شده، برابر جريانات نقدي ورودي تنزيل شده مي گردند. سپس اين نرخ با نرخ بازده مورد انتظار سرمايه گذار مقايسه مي شود كه در صورتي برابري يا فزوني بر اين نرخ، پروژه يا طرح مورد نظر پذيرفته مي شود.

محاسبه نرخ بازده داخلي از طريق آزمون و خطا حاصل مي شود. اين بدان معناست كه جريانات نقدي طرح با نرخ‎هاي تنزيل گوناگون مورد تنزيل قرار مي‎گيرد تا جائيكه NPV طرح صفر شود كه اين عمل بعضاً پيچيده و زمانبر مي باشد. با استفاده از ابزارهای جدید به راحتي و ظرف چند ثانيه اين محاسبات انجام مي شود. حسن اين ابزارها آن است كه اطلاعات مربوط به IRR را در قالب نمودار ارائه مي نمايد به صورتيكه NPV طرح را در نرخ هاي مختلف تنزيل نمايش مي دهد و نرخي كه NPV را صفر مي كند همان IRR است. در ضمن حساسيت IRR به عواملي چون افزايش يا كاهش در دارايي هاي ثابت، فروش و هزينه هاي عملياتي مورد بررسي قرار گرفته و نمايش داده مي شود. نمودار تحليل حساسيت IRR به عوامل ذكر شده از اهميت و گويايي بسياري برخوردار است.

نرخ هاي متعدد بازده داخلي

بعضاً بدليل الگوي خاص جريانات نقدي يك پروژه بعنوان مثال گردش نقدي نخست منفي، سپس مثبت و بعد از آن منفي و در پي آن مثبت باشد و اين جريان خاص بدين شكل ادامه يافته و از جريان يكبار منفي و تا پايان مثبت (درحالت عادي) پيروي نكند، طرح با بيش از يك نرخ بازده داخلي روبه‎رو است. در چنين حالتي چندين روش جلوگيري از محاسبه بيش از يك IRR پيشنهاد شده كه بكار گيري آن مستلزم زمان زيادي است. ابزارهای جدید بطور خودكار از بروز چنين مشكلاتي جلوگيري كرده و جريانات نقدي پروژه را به حالت عادي برگردانده و IRR‌ طرح را بصورت واحد، محاسبه مي كند.

6- ضابطه ارزش معادل سالانه

در پروژه ها طرح هاي عمراني كه محصول آنها به صورت رايگان عرضه مي شود، امكان تعيين سودآوري آ‎نها و بنابراين مقايسه بر مبناي اين سودآوري وجود ندارد. لذا جهت تعيين طرح برتر،بايستي حداقل هزينه را لحاظ نمود. جهت اين امر، ارزش فعلي جريانات خروجي گزينه هاي مختلف با يكديگر مورد مقايسه و هزينه هاي كمتر انتخاب خواهد شد. ابزارهای جدید به راحتي و با وجود طرحهايي كه از جريانات خروجي نقد پيچيده‎اي برخوردار هستند، اين ارزش فعلي را محاسبه و ارائه مي نمايد. جهت اين كار بايستي جريانات خروجي از جمله هزينه هاي تعميرات و نگهداري سالانه هر طرح را جداگانه وارد برنامه نمود و نرم افزار ارزش فعلي هر طرح را به راحتي ارائه خواهد داد.

نكته بسيار مهم: همانطور كه ملاجظه مي گردد به دليل اهميت بسيار زياد مسئله ارزش زماني پول، تنزيل وجوه نقد تنها راه حلي است كه اين مسئله را حل مي نمايد: نكته مهمي كه تنزيل وجوه نقد با آن رو به روست،مشكل بودن محاسبات است علي الخصوص زمانيكه جريانات مقداري پيچيده مي باشد، يكي از محاسن بسيار بزرگ تکنیک های جدید حل اين مشكل مي باشد. اين تکنیک ها به سادگي و بدون هيچ مشكل خاصي، ارزش فعلي هر گونه جريان نقدي را محاسبه كرده و ساير معيارهايي كه براساس اين ارزشهاي فعلي محاسبه مي‎شوند از قبيل NPV و IRR را نيز به راحتي محاسبه و ارائه مي نمايد. علاوه بر اين،این تکنیک هابا تحليل حساسيتي كه در رابطه با اين معيارها انجام مي‎دهد، به بسياري از روشهاي موجود ارجحيت دارد و امكان تحليل بيشتري به تحليلگر طرح مي دهد.

تحليل بي اطميناني طرح هاي عمراني

مواردي كه در بخش قبل ارائه گرديد، با تكيه بر فرض كامل و درست بودن اطلاعات مربوط به سالهاي آينده انجام مي شد. از جمله اين اطلاعات مي توان به مقدار توليد، سرمايه گذاري، هزينه هاي بهره برداري، قيمت هاي محصول، نرخ تنزيل،‌دوره عمر طرح يا پروژه و غيره اشاره نمود.اما بايستي توجه داشت كه در عمل، آينده هميشه با ابهام و عدم اطمينان روبه‎روست و بنابراين به ندرت ممكن است رويدادهاي آينده با پيش بيني هاي قبلي تطبيق يابد. توجه به اين امر موجب آن مي گردد كه تحليلهاي مالي در مورد ارزيابي مالي طرح ها، مسئله عدم اطمينان و ابهام را نيز در نظر گرفته و با چند شيوه موجود اين مسئله را تا حدودي حل نمايد. از جمله شيوه هاي بررسي بي‎اطميناني و ريسك و منظور داشتن آن در محاسبات مي توان به “ تحليل حساسيت“ (از جمله تحليل سربه‎سر و تحليل حساسيت ارزش فعلي) و “تحليل احتمالات“ اشاره كرد.

تحليل حساسيت

در نرم افزار ها توجه ويژه اي به مسئله تحليل حساسيت شده است و كاربر در هر زمينه اي مي‎تواند حساسيت نتايج تحليل خود را نسبت به تغييرات ايجاد شده در هر يك از اقلامي كه در تحليلها وجود دارد، مورد ارزيابي قرار دهد. بعنوان مثال با ايجاد تغيير د رمقدار فروش، قيمت فروش، هزينه هاي توليد، هزينه هاي سرمايه گذاري، نرخ تنزيل و … مي توان تغييرات د رنتايج تحليل از جمله NPV و IRR محاسبه شده، سود هر سال و مواردي از اين قبيل را ملاحظه نمود. از جمله مصداقهاي تحليل حساسيت، تحليل نقطه سربه‎سر است كه تأثير تغييرات هزينه، مقدار توليد و قيمت را بر سودآوري طرح مورد بررسي قرار مي دهد. نرم افزار ها تحليل نقطه سربه‎سر را نيز به دقت و سرعت بسيار بالا انجام داده و نتايج را در قالب محاسبات عددي و نمودارهاي گويا ارائه مي دهد.

از جمله ديگر مصاديق تحليل حساسيت، تحليل حساسيت ارزش فعلي طرح است كه همانگونه كه در بخشهاي قبلي اشاره گرديد، نرم افزار ها اين نوع تحليل رانيز به شكلي موجه و جالب ارائه كرده و كاربر را قادر به تحليلها و بررسيهاي بيشتري مي سازد.

تحليل احتمالات

منظور از احتمال تعيين درصد احتمال وقوع يك رويداد در يك مجموعه از رويدادهاي مختلف قابل پيش بيني مي‎باشد، كه معمولاً اين درصدها براساس تجربيات گذشته و نظر كارشناس تعيين مي گردد. جهت وارد كردن احتمالات در تحليلها، كافي است در هر موردي از جريانهاي ورودي يا خروجي طرح و يا ديگر عوامل از جمله نرخ تنزيل و غيره، كه چند رويداد مختلف ممكن است رخ دهد. درصد احتمال را در نتايج آن رويداد ضرب نمائيم و سپس اين مقادير حاصله را با يكديگر جمع و در قالب يك عدد ملاحظه نماييم. بايستي توجه كرد كه جمع احتمالات مربوط به هر دسته از رويدادها بايستي يك عدد باشد. جهت بررسي بيشتر ذكر مثال زير ضروري است. فرض كنيد در رابطه با درآمد فروش محصولات در سال سوم بهره برداري سه حالت مختلف ممكن است به شرح زير بوجود آيد:

وضعيت

درآمد فروش

درصد وقوع

ارزش مورد انتظار(EV)

الف

10.000

50%

5000

ب

20.000

20%

4000

ج

15.000

30%

4500

جمع

100% =1

13500

حال جهت بررسي فروش در سال سوم بهره برداري ، عدد 13500 را در نظر مي‎گيريم. با اين مسئله در رابطه با كليه عوامل و همه محاسبات به همين شيوه برخورد مي شود بعنوان مثال هنگام محاسبه NPV با چند نرخ تنزيل محتمل و غيره.

در حالی که در ابزارهای جدید این موضوع با حساسیت بالایی لحاظ شده است ولی نرم افزار کامفار خود به تنهايي قادر به دريافت وضعيت هاي گوناگون و درصد احتمال مربوط به هر يك نمي باشد. بعنوان نمونه در مثالي كه ذكر شد، نمي توان سه وضعيت الف و ب و ج را با درصدها و مقادير مختلف وارد نرم افزار كرد تا نرم افزار خود عدد 13500 را محاسبه كند. ولي در هر مورد خاص كه اين مسئله عدم اطمينان و احتمالات وجود دارد، مي توان ارزشهاي مورد انتظار (Expected Value or EV)را محاسبه و به صورت عدد خالص جهت تحليل وارد نرم افزار كرد. مثلاً در اينجا عدد 13500 را براي فروش سال سوم بهره‎برداري مي توان به نرم افزار ارائه داد. اين مسئله از جمله نقطه ضعف هاي اصلی اين نرم افزار است.

شيوه هاي كاهش ريسك

جهت كاهش ريسك درتحليلها، انجام دقيقتر و منطقي تر پيش بيني ها بهترين راه مي باشد. ولي معمولاً در اكثر طرح ها و پروژه هاي سرمايه گذاري، حدوداً ده درصد از هزينه‎هاي كل پروژه بعنوان هزينه‎هاي پيش بيني نشده در نظر گرفته مي شود. البته توصيه مي شود جهت واقعي تر كردن پيش بيني ها و مرتبط كردن خطرات مربوط به هر فعاليت موجود در پروژه به هزينه هاي همان فعاليت، از نرم افزار هاي مديريت ريسك بسيار خوبي كه در حال حاضر در بازارهاي ايراني وجهاني موجود است، استفاده شود. از جمله اين نرم افزارها مي توان به Riskman Primavera(P3E),@Risk,MonteCarlo اشاره نمود.