تحلیل مالی
اهداف تحلیل مالی
در راستای شرح اهداف یك تحلیل مالی ، ابتدا لازم است سه واژه اصلی كه از اینجا به بعد، برخورد زیادی با آنها خواهیم داشت، معرفی و تعریف گردند. با فهم كامل این سه واژه، درك سایرمباحث سادهتر خواهد بود.
«سرمایهگذاری» یك تعهد بلند مدت در راستای تخصیص منابع اقتصادی یه منظور ایجاد و تحصیل درآمد خالص (علاوه بر بازگشت مبلغ اولیه سرمایهگذاری) در آینده میباشد. جنبه اصلی این تعهد، انتقال منابع مالی (حاصل از صدور سهام به سرمایهگذاران ـ سرمایه مؤسسین و یا وجوه وام گرفته شده) به داراییهای مولد میباشد. منظور از داراییهای مولد، همان سرمایهگذاریهای ثابت و خالص سرمایه در گردشی است كه در مدت استفاده از آنها، وجوه نقد (و به عبارتی درآمد خالص) ایجاد میگردد.
«مطالعات امكانسنجی» به مجموعه مطالعاتی اطلاق میگردد كه در نهایت ابزاری جهت سرمایهگذاران و وامدهندگان بالقوه یك پروژه ایجاد میكند كه بتوانند تصمیم بگیرند كه آیا در این پروژه سرمایهگذاری كنند یا نه و از سوی دیگر این مطالعات منجر به این نتیجهگیری خواهد شد كه آیا و چگونه بایستی این پروژه را تأمین مالی نمود.
«تأمین مالی پروژه» به طراحی یك ساختار مناسب مالی اطلاق میگردد كه در آن كلیه شرایط و امكاناتی كه میتوان توسط آنها وجوهی را در دسترس پروژه قرار داد، در نظر گرفته میشود و در این ساختار توع تأمین مالی اتخاذ شده برای سرمایهگذاران و مؤسسین شركت بهینه خواهد بود.
پس از آشنایی با این سه واژه به سراغ مبحث تحلیل مالی میرویم. تحلیل مالی و ارزیابی نهایی یك پروژه (بسته به تعریف سرمایهگذاری) شامل برآورد، تحلیل و ارزیالی ورودیهای یك پروژه و خروجیهای آن و درآمدهای خالص ایجاد شده میباشد. هدف اصلی تحلیل مالی، تعیین، تحلیل و تفسیركلیه تبعات مالی یك سرمایهگذاری است كه جهت تصمیمگیری سرمایهگذاران و تأمینكنندگان مالی میتواند مفید واقع گردد. از سوی دیگر تحلیل مالی بایستی در سطح معقولی از اطمینان، در رابطه با موارد ذیل به تصمیمگیرندگان مالی اطمینان دهد كه:
1- جذابترین انتخاب ممكن در رابطه با تصمیمات سرمایهگذاری تحت شرایط عدم اطمینان انجام شده است.
2- متغیرهای اصلی و كلیدی (بحرانی) از یك طرف و استراتژیهای لازم برای مدیریت و كنترل ریسك تعریف گردیدهاند.
3- جریان منابع مالی مورد نیاز در ط.ل سرمایهگذاری و فازهای مقدماتی و عملیاتی پروژه تعیین شده و منابع مالی در دسترس به كمترین هزینه و در زمان مورد نظر تأمین و به كاراترین و مؤثرترین روش به مصرف رسیدهاند
لازم به ذكر است كه جهت تحقق موارد فوق، مفاهیم مناسب، روشهای تحلیل و اصول كلی برای تحلیل مالی به همراه سطوح مناسبی از قضاوت ذهنی كاربرد خواهد داشت كه در بخشهای بعدی بدانها خواهیم پرداخت.
جنبه های اصلی تحلیل مالی و مفاهیم ارزیابی سرمایه گذاری
ارزیابی و تحلیل مالی از آغازیترین نقطه پروژه تا پایانی ترین نقطه آن انجام می گیرد و منوط به یك مرحله خاص نخواهد بود. در حقیقت تحلیل مالی از مراحل تبیین اهداف پروژه – استراتژی های بازاریابی – منابع موجود –محل پروژه – تولیدات مورد نظر – ظرفیت تولید و تكنولوژی مربوط و مراحل بعدی همواره انجام خواهد شد و در هر نقطه از مراحل فوق كه مشخص گردید انجام پروژه صلاحیت مالی واقتصادی ندارد، با قطع كارها، پروژه متوقف می شود. در واقع نباید تحلیل مالی را در نقطه ای آغاز كرد كه در صورت رد پروژه از لحاظ مالی، منابع بسیاری به هدر رفته باشد.
جنبه مهم دیگر تحلیل مالی این است كه انواع تصمیم گیرندگان مالی، ارزشهای متفاوتی برای انواع معیارهای ارزیابی قائلند و آنها را به نوعی برای خود تعبیر می كنند. تحلیلگر مالی بایستی همواره هوشیار باشد تا از این نیازهای متفاوت آگاهی داشته و آنها را به موقع تامین نماید. از سوی دیگر تحلیلگر مالی نبایستی خود را محدود به خواستهای سرمایه گذاران محدود كرده و بایستی حداقل اطلاعات مالی را كه نیاز است به درستی و به موقع ارائه گردد، به كلیه تصمیم گیرندگان مالی ارائه نماید.
علایق گروههای دخیل در پروژه ها
دو گر.ه اصلی در یك پروژه از لحاظ مالی ذینفع و ذی علاقه می باشند:
1- حقوق صاحبان سهام (ایجاد شده توسط سرمایه گذاران)
2- وام (تامین مالی شده از طریق موسسات تامین مالی و دیگر منابع مشابه)
این دو گروه علائق متفاوتی در یك پروژه دارند. بعنوان مثال سهامداران بایستی منتظر اعلام سود یك پروژه بمانند و در صورت موافقت صاحبان پروژه در سود آن سهیم شوند. ولی وام دهندگان بدون توجه به سود پروژه منتظر دریافت اصل وام بهره آن هستند. از سوی دیگر سهام دارن معمولا دارای حق رای در پروژه هستند ولی وام دهندگان گاهی محدودیت هایی در منابع مالی قرار می دهند و مواردی از این قبیل. تحلیلگر مالی با توجه به این علائق، اطلاعات مناسب را جهت تصمیم گیری در اختیار آنان خواهد گذارد.
نکته – جهت موفقیت یک سرمایه گذاری، اهداف پروژه بایستی در راستای تامین اهداف اقتصادی و اجتماعی جامعه باشد. بعنوان مثال استفاده موثر و کارا از منابع محدود و کمیاب اقتصادی و …
معیارهای اصلی برای تصمیمات سرمایه گذاری
از نقطه نظر مطالعات امکان سنجی صنعتی، سرمایه گذاری نه تنها بعنوان یک استفاده بلند مدت از منابع با گرایش به ایجاد سود، می باشد بلکه انتقالات وجوه نقد بایستی نتیجه استفاده مولد از چنین دارایی ها است، در سراسر اجرای پروژه و مطالعات امکان سنجی، توجه به مطالب زیر اهمیت فوق العاده ای دارد:
1- آیا تضادی مابین اهداف پروژه ( شرکت ) و اهداف توسعه اقتصادی – اجتماعی در حال و آینده وجود دارد یا نه؟
2- تا چه میزان استراتژی های پیشنهادی، در جهت حصول اهداف پروژه مناسب و مفید هستند؟ آیا در این راستا استراتژیهای گوناگونی مد نظر بوده اند و چرا این استراتژی برگزیده شده است؟
3- پروژه چگونه طراحی شده است؟ به عبارت دیگر آیا هدف از اجرای پروژه، مسئله بازاریابی، ظرفی تولید، تکنولوژی و مکان اجرای پروژه و … با استراتژی اصلی پروژه و منابع در دسترس همخوانی دارد یا نه؟
4- آیا اجرا ی پروژه موجب استفاده کارا و موثر از منابع اقتصادی می گردد و آیا روش بهتری برای استفاده از ورودی های اصلی مورد نیاز پروژه وجود دارد؟
5- آیا پیش بینی کل هزینه های سرمایه گذاری – تولید و بازاریابی در سطح اطمینان مورد قبولی انجام شده است؟
6- آیا کل هزینه های سرمایه گذاری مطابق با محدودیت های مالی موجود می باشد؟
7- آیا ساختار جریانهای نقدی ورودی و خروجی پروژه، پاسخگوی حداقل نیازها و انتظارات سرمایه گذاران و تامین کنندگان مالی می باشد؟
8- آیا عرضه پول داخلی و خارجی برای ایفای تعهدات مالی در هر زمانی طی پروژه کافی است؟
9- تا چه میزان بازده های تنزیل شده و بازده های سالانه حسابداری در طی دوره برنامه ریزی زمانی پروژه، نسبت به اشتباهات در برآوردها و طراحی پروژه، تورم، تغییر در قیمت ها و تغییر در محیط تجاری (شامل رقبا، مشتریان، بازار، عرضه کنندگان و سیاست های دولت)حساس است؟
10- آیا متغیرهای اصلی(بحرانی)تعریف شده اند؟ چه خطراتی این متغیرها را تهدید میکند و چه استراتژی هایی برای مدیریت و کنترل این خطرات (ریسک ها) وجود دارد؟
11- تبعات مالی ریسک های فوق چیست؟ به عبارت دیگر آیا این موارد خطر، چیزی به هزینه های سرمایه گذاری، نیازهای مالی، هزینه های تولید و بازاریابی اضافه می کند و یاباعث کاهش تولید مورد انتظار، حجم فروشی و قیمت فروشی می گردد؟
نکته – کیفیت تحلیل مالی و ارزیابی سرمایه گذاری اساسا بر قابل اتکا بودن اطلاعات تولید شده و بر روش بکار گرفته شده، بستگی دارد. سیستم حسابداری برخی از اطلاعات فوق را تولید نموده و نقش مهم در تحلیل مالی بازی می کند.
قیمت گذاری ورودی ها و خروجی های پروژه
به منظور مطالعات امکان سنجی، قیمت ها بایستی ارزشهای واقعی اقتصادی ورودی ها و خروجی های پروژه را منعکس سازد.قیمت ها ممکن است به روشهای مختلفی تعریف شوند و این بستگی زیادی به محل استفاده از آنها دارد. سه گروه قیمت ها به شرح زیر وجود دارند:
الف – قیمت های بازار (صریح) و یا قیمت های سایه ای (تلویحی):
قیمت های بازار، قیمتهایی هستند که در بازار وجود دارند و اینکه از تلاقی عرضه و تقاضا به وجود آمده اند، اهمیت ندارد. اگر قیمتهای بازار مخدوش شده باشند (قیمت بازار برای برخی كالاها وجود ندارد)
اقتصاددانان قیمت های سایه ای را معرفی می كنند. در تحلیل مالی قیمتهای سایه ای کاربرد ندارند و تنها قیمت های بازار استفاده می شوند.
ب- قیمتهای مطلق یا قیمتهای نسبی: قیمتهای مطلق بیانگر قیمت یک کالا به تنهایی و بدون توجه به قیمت سایر کالاها می باشد.
قیمتهای نسبی، قیمت یک کالا را نسبت به یک کالای دیگر بیان می کند. هر دو گروه این قیمتها در تحلیل مالی کاربرد دارند.
ج- قیمتها یجاری و یا قیمتهای ثابت: قیمتهای ثابت نشاندهنده ارزش تاریخی دارایی (قیمت در زمان خرید) هستند در حالیکه قیمتهای جاری توسط عامل تورم تعدیل شده اند. هر دوی این قیمتها در تحلیل مالی کاربرد دارند.
برنامه ریزی زمانی و طول عمر پروژه
در هنگام برنامه ریزی یک پروژه، زمان عامل بسیار مهمی است. تحلیلگر مالی، مدت زمانی را برای تحلیل خود در نظر می گیرد که شامل زمانی است که فعالیتهای اصلی پروژه را در آن مدت تحت کنترل و مدیریت خود قرار می دهد و در این برنامه ریزی، مسئله طول عمر پروژه نیز اهمیت بسزایی دارد. در تعیین طول عمر پروژه، عوامل زیر اهمیت دارند:
:: مدت زمانی که مجموعه تولیدات حاصل از پروژه در بازار تقاضا دارند.
:: مدت زمانی که مواد خام در انبار وجود دارند.
:: نرخ پیشرفت فنی پروژه
:: چرخه عمر صنعت و عوامل دیگر
عمر اقتصادی پروژه در برنامه ریزی پروژه مربوط می باشد و در حقیقت مدت زمانی است که پروژه درآمد زاست.
برآورد هزینه های پروژه
در رابطه با برآورد هزینه های پروژه، اینگونه هزینه ها به سه طبقه اصلی تقسیم می گردند. کل هزینه های مرتبط به سرمایه گذاری، هزینه های تولید و هزینه های بازار یابی
کل هزینه های مرتبط به سرمایه گذاری
این بخش از هزینه ها بطور کلی به دو گروه هزینه های اولیه سرمایه گذاری و سرمایه گذاری های مورد نیاز طی فاز عملیاتی، تقسیم می گردد که در ذیل بیشتر توضیح داده می شود:
الف- هزینه های اولیه سرمایه گذاری: این مخارج شامل دارایی های ثابت (هزینه های ثابت سرمایه گذاری بعلاوه مخارج پیش از تولید) و خالص سرمایه در گردش می شود. در این طبقه بندی ، دارایی های ثابت شامل منابعی است که جهت ساخت و راه اندازی یک پروژه سرمایه مورد نیاز می باشد. خالص سرمایه در گردش نیز پاسخگوی وجوه و منابع مورد نباز جهت عملیات کل و یا بخشی از پروژه می باشد.
ب- سرمایه گذاری های مورد نیاز طی فاز عملیاتی: این هزینه ها شامل مخارجی از جمله هزینه های جایگزینی، سرمایه گذاری جهت نوسازی، و تجهیز و توسعه کارخانه می باشد.
هزین های اولیه سرمایه گذاری را برای توضیح و تشریح بیشتر به بخشهای ذیل طبقه بندی می کنند:
الف – 1) هزینه های پیش از تولید: این هزینه ها شامل موارد ذیل می گردند:
1- مخارج تشکیل اولیه سرمایه از جمله حق ثبت.
2- مخارج مرتبط با مطالعات مقدماتی از جمله:
:: مخارج مطالعات پیش از سرمایه گذاری
:: حقوق مشاور جهت مطالعات آماده سازی – مهندسی تفضیلی و نظارت بر عملیات نصب و ساخت.
:: سایرهزینه های مرتبط با برنامه ریزی پروژه.
3- سایر هزینه های پیش از تولید از جمله مخارج سفر – ماموریت ها و غیره.
4- مخارج راه اندازی آزمایش خطوط تولید
5- مخارج جایگزینی اثاثه و تجهیزات کارخانه
6- هزینه های مرتبط با پایان پروژه (کنار گذاری دارایی ها و غیره)
الف -2 ) هزینه های ثابت سرمایه گذاری: این هزینه ها شامل موارد ذیل می باشد:
:: خرید زمین، آماده سازی و بهبود سایت کارخانه
:: مخارج ساختمان و سیویل
:: ماشین آلات و تجهیزات کارخانه و تجهیزات جانبی
:: مخارج مرتبط با دارایی های ثابت از جمله خرید تکنولوژی – سر قفلی و دانش فنی
الف – 3) خالص سرمایه در گردش: خالص سرمایه در گردش از تفاضل دارایی های جاری ( موجودی کالا – اوراق بهای کوتا ه مدت – پیش پرداختها – حسابهای دریافتی و وجوه نقد) و بدهی های جاری ( حسابهای پرداختی شامل حقوق پرداختی و سایر حسابهای مشابه) بدست می آید. هر نوع افزایش در خالص سرمایه در گردش نشانگر وجوه نقد خروجی است كه بایستی تامین مالی گردد و هر نوع كاهش در آن بیانگر وجوه نقد ورودی پروژه است كه نشانگر منابع مالی است. سرمایه در گردش از طریق حقوق صاحبان سهام و بدهی بلند مدت تامین مالی می گردد.








Leave A Comment